رد کردن لینک ها

4 سبک مدیریتی که باید از آنها اجتناب کنید

اشتراک گذاری

در مقاله قبلی به بررسی ” 4 سبک مدیریتی که باید برای آنها تلاش کنید ” پرداختیم .

در بزرگسالی ، چند نفر از مربیان بیس بال من بی رحم ترین و سختگیرترین افرادی بودند که تاکنون ملاقات کرده بودم. آنها از قدرت ترس استفاده می کردند تا تیم من را به مرزهای جسمی و روحی شان برسانند ، ما را با اولتیماتوم های بی رحمانه می ترساندند و به نظر نمی رسیدند که به عنوان یک انسان به ما اهمیت می دهند. آنها همه تلاش خود را برای پیروزی انجام می دادند – و اگر اینگونه نمی شد ما را مجازات می كردند.

وقتی شروع به کارآموزی در دانشگاه کردم انتظار داشتم مدیرانم دقیقاً مثل مربیانم باشند. از آنجا که کسب و کارها واقعاً باید درآمد کسب کنند و نه فقط در چند بازی برنده شوند ، من می ترسیدم که این وضعیت دوباره شروع شود.

اما در پایان دوره کارآموزی ، متوجه شدم که واقعاً هرگز از شکست خوردن در دنیای کار احساس ترس نکرده ام ، زیرا مدیران من کاملاً عکس مربیان من بودند. آنها صبور ، فهمیده و از همه مهمتر خوب بودند. به نظر می رسید که آنها همانطور که به کار خود اهمیت می دهند ، به من هم اهمیت می دهند ، حتی اگر در دفتر بیش از یک زمین بیس بال دبیرستان در معرض خطر باشد.

و حالا 4 سبک مدیریتی که باید از آنها اجتناب کنید

سبک مدیریتی مستبد

مدیریت مستبد به صورت بالاترین رویکرد در مدیریت شناخته می شود – کارمندان در راس سلسله مراتب تمام قدرت را در اختیار دارند و بدون همکاری یا اطلاع از زیردستان خود تصمیم می گیرند. و بعد از اینکه به آنها گفتند که چه کاری انجام دهند ، انتظار پذیرش و اعدام فوری را دارند ، بدون اینکه سوالی پرسیده شود.

اگر یکی از کارمندان آنها از دستورات پیروی نکند ، آنها را با جویدن یا تهدید به کارشان مجازات می کند. اگر آنها واقعاً بخواهند در مورد تیم خود بیانیه دهند ، حتی آنها را در مقابل هم رتبه های خود تحقیر خواهند كرد. ترس ، گناه و شرم سلاح اصلی انگیزه مدیر مستبد است.

مدیران مستبد همچنین آخرین ریزمدیران هستند – آنها برای اطمینان از مطیع بودن از کارمندان خود ، هر حرکت را گزارش و اجازه انعطاف پذیری در کار را بسیار کم می کنند. کارمندان آنچه را که به آنها گفته شده است انجام می دهند و مدیران نمی خواهند نظرات آنها را بشنوند. آنها رفتار خود را وسیله ای برای پایان دادن به موفقیت بزرگ مالی می دانند.
اما تیم ها و شرکت هایی که توسط مدیران مستبد هدایت می شوند ، معمولاً به موفقیت مالی بالایی دست پیدا نمی کنند ، زیرا آنها نمی توانند نوآوری های خوبی داشته باشند. تعداد کمی از آنها این چشم انداز را می بینند ، که این روند یعنی اگر آنها اجازه ندهند کارمندان خود ، دیدگاه های بسیار متفاوتی نسبت به آنها داشته باشند و یا ایده های جدید و احتمالاً دستیابی به موفقیت خود را به اشتراک بگذارند ، منجر به حذف تفکر گروهی و یک ایده راکد می شود .

سبک مدیریت مستبد به مدیران امکان تصمیم گیری بسیار سریع را می دهد ، اما کارمندان از کار کردن با آن زیاد خوشحال نیستند. همچنین این یکی از ناکارآمدترین سبک های مدیریتی است: کارمندان توسعه نیافته احساس ضعف می کنند و ماهرترین کارمندان نمی توانند استعدادهای خود را در چنین محیط سختی شکوفا کنند. ودر نهایت رشد حرفه ای همه متوقف می شود.

مشکل دیگر مدیران مستبد این است که آنها حتی سعی نمی کنند کارمندان خود را متقاعد کنند تا چشم انداز خود را بخرند. آنها فقط آنها را مجبور به انجام کار می کنند. اما چیزی که آنها نمی فهمند این است که حتی اگر اجبار در کوتاه مدت کارساز باشد ، اما در طولانی مدت دوام نخواهد داشت. هیچ کس دوست ندارد کنترل شود. و اگر مردم ندانند که چرا از چشم انداز شرکت حمایت می کنند ، روحیه کاری سقوط می کند و منجر به کار با کیفیت پایین و نرخ گردش مالی پایین می شود.

تنها زمانی که این سبک مدیریتی موثر است ، زمانی است که سازمان شرایط بحرانی را تجربه می کند و نیاز به تصمیم گیری سریع دارد

سبک مدیریتی خدمتگزار

مدیران خادم مردم را در درجه اول و وظایف را در درجه دوم قرار می دهند. آنها رفاه کارمندان خود را بر نتایج تیم خود اولویت می دهند ، بنابراین می توانند یک رابطه هماهنگ با کارمندان خود ایجاد کنند و آنها را تا حد ممکن خوشحال نگه دارند. آنها برای حمایت و تشویق تیم خود هر کاری از دستشان بر می آید انجام می دهند و در عوض انتظار دارند کارمندانشان انگیزه سخت کار را داشته باشند.

اما از آنجا که مدیران خدمتکار اولویت را در اولویت کاری خود قرار نمی دهند و از رویارویی با کارمندان خود اجتناب می کنند ، حتی اگر کار کم کاری انجام دهند ، هیچ فشاری برای موفقیت وجود ندارد این می تواند کارمندان را راضی کند و منجر به کار متوسط یا حتی زیر سطح شود.

مدیران خادم همچنین ممکن است بیش از کار در پیوندهای گروهی وقت بگذرانند ، که می تواند کارمندان هدف گرا را ناامید کند. آنها احساس خواهند کرد که نمی توانند در حد توان بالقوه خود عمل کنند زیرا مجبورند گروهی از وقت خود را صرف انجام اعتماد کنند.

سبک مدیریتی بیخیالش باش

مدیران Laissez-faire فعالیت های تیم خود را کنترل می کنند ، اما آنها کاملاً دست وپا می زنند – آنها انتظار دارند تیمشان در یک سطح خاص عملکردی داشته باشد ، حتی اگر به طور پیشگیرانه به کارمندان خود کمک نکنند یا آنها را چک نکنند.

کارمندان تحت هدایت مدیران laissez-faire تمام اختیارات تصمیم گیری را در اختیار دارند و روی هر کاری که بخواهند با حداقل و یا بدون هیچ گونه مداخله ای کار می کنند – که این به خودی خود امتیاز خوبی است. آنها همچنین می توانند در صورت نیاز به راهنمایی ، از راهنمایی مدیر خود استفاده کنند.

اما در بیشتر اوقات ، تیم به سختی و به ندرت هیچ نوع راهنما یا دیدگاهی میتواند داشته باشد. کارمندان ممکن است از هر جهت احساس کشش کنند ، بنابراین نمی توانند کار ارزشمندی انجام دهند. این حداقل سبک مدیریتی مطلوب و مثمری نیست زیرا بدون هیچ گونه راهنما و چشم اندازی ، اکثر کارمندان احساس غفلت و غیر مفید بودن می کنند.

سبک مدیریتی معامله گر

مدیران معاملاتی یا معامله گر از انگیزه ها و پاداش ها (مانند پاداش ها و اختیارات سهام) برای ایجاد انگیزه در کارمندان خود برای اجرای دستورات خود استفاده می کنند. شعار آنها “اگر شما این کار را برای من انجام دهید ، من این کار را برای شما انجام می دهم.”

اما تحقیقات روانشناختی به ما می گوید انگیزه بیرونی مانند پاداش های مالی در طولانی مدت از بین می رود و حتی انگیزه ذاتی کارمند شما را برای موفقیت در کار کاهش می دهد.

پس از مدتی ، پاداش دادن به انگیزه های بیرونی به کارمندان با انگیزه های ذاتی باعث ایجاد یک حلقه ادراک از خود می شود (کارکنان نگرش خود را در مورد انگیزه خود در کار ، خارج از رفتار خود در محل کار قرار می دهند )باعث می شود فکر کنند انگیزه موفقیت دارند زیرا مدیر آنها به آنها پاداش می دهد با برخی از گزینه های سهام و نه به این دلیل که آنها علاقه زیادی به ماموریت تیم داشتند.

انگیزه ذاتی انگیزه قوی تری نسبت به انگیزه خارجی است زیرا اولی شاخص بهتری برای تولید کار با کیفیت است ، در حالی که دومی شاخص بهتری برای تولید کار بیشتر است.

نتیجه نهایی

مدیریت یکی از سخت ترین مشاغل دنیای کار است. یک دلیل وجود دارد که ما حداقل یک رئیس وحشتناک داشته ایم . اما ، امیدوارم ، این پست وبلاگ به شما کمک کرد ویژگی های مدیریتی را که باید حفظ کنید و خصوصیاتی که باید اتخاذ کنید را شناسایی کنید.

بازگشت به بالای صفحه