رد کردن لینک ها

بازاریابی دیجیتال یا دیجیتال مارکتینگ

اشتراک گذاری

به هر بازاریابی که از دستگاه های الکترونیکی برای انتقال پیام تبلیغاتی و اندازه گیری تأثیر آن استفاده کند دیجیتال مارکتینگ گفته می شود. در عمل ، بازاریابی دیجیتال معمولاً به فعالیت های بازاریابی اشاره دارد که در رایانه ، تلفن ، تبلت یا سایر دستگاه ها ظاهر می شوند گفته می شود که این خود می تواند اشکال مختلفی داشته باشد ، از جمله ویدیوی آنلاین ، تبلیغات نمایشی و پست های رسانه های اجتماعی. بازاریابی دیجیتال اغلب با “بازاریابی سنتی” مانند تبلیغات مجله ، بیلبوردها و نامه های مستقیم مقایسه می شود. عجیب است که تلویزیون معمولاً با بازاریابی سنتی همراه است.

آیا می دانید بیش از 75 درصد آمریکایی ها روزانه آنلاین می شوند؟ که 43٪ بیش از یک بار در روز آنلاین و 26٪ “تقریبا به طور مداوم” آنلاین هستند.


این ارقام در میان کاربران اینترنت موبایل حتی بیشتر است. 89٪ آمریکایی ها حداقل روزانه آنلاین می شوند و 31٪ تقریباً دائما آنلاین هستند. به عنوان یک بازاریاب ، استفاده از دنیای دیجیتال با حضور در تبلیغات آنلاین ، ایجاد یک نام تجاری و ارائه یک تجربه عالی برای مشتری که باعث شود مشتریان بالقوه بیشتری را با استراتژی دیجیتال فراهم کند ، مهم است.

بازاریابی دیجیتال چیست؟

بازاریابی دیجیتال که بازاریابی آنلاین نیز نامیده می شود ، تبلیغ برندها برای ارتباط با مشتریان بالقوه با استفاده از اینترنت و سایر اشکال ارتباطات دیجیتال است. این شامل نه تنها ایمیل ، رسانه های اجتماعی و تبلیغات تحت وب ، بلکه پیام های متنی و چندرسانه ای به عنوان یک کانال بازاریابی نیزمی شود.
اساساً ، اگر یک کمپین بازاریابی شامل ارتباطات دیجیتال باشد ، این بازاریابی دیجیتال است.

بازاریابی ورودی در مقابل بازاریابی دیجیتال ؟

بازاریابی دیجیتال و بازاریابی ورودی به راحتی اشتباه گرفته می شوند ، و دلیل خوبی همبرای این موضوع وجود دارد. بازاریابی دیجیتال از بسیاری از ابزارهای مشابه بازاریابی ورودی – ایمیل و محتوای آنلاین استفاده می کند. هر دو از جلب توجه مشتری در طول مدت زمانی که خریدار خریدش را نهایی می کند و تبدیل به مشتری می شود استفاده می کنند. اما دو رویکرد و دیدگاههای متفاوتی در مورد رابطه بین ابزار و هدف دارند.

بازاریابی دیجیتال بررسی می کند که چگونه هر ابزار جداگانه می تواند چشم اندازها را تغییر دهد. استراتژی بازاریابی دیجیتال یک برند ممکن است از چندین پلتفرم استفاده کند یا تمام تلاش خود را معطوف تنها یک پلتفرم کند.
در حالیکه بازاریابی ورودی یک مفهوم کل نگر است.بازاریابی ورودی ابتدا هدف را در نظر می گیرد ، سپس به ابزارهای موجود می پردازد تا تعیین کند که چگونه به طور موثر به مشتریان هدف دسترسی پیدا کند و سپس تعیین می کند در کدام مرحله از قیف فروش این پروسه ها اتفاق بیفتند.

مهمترین نکته ای که باید در مورد بازاریابی دیجیتال و بازاریابی ورودی به خاطر بسپارید این است که شما به عنوان یک متخصص بازاریابی ، مجبور نیستید یکی از 2 مورد را انتخاب کنید. در حقیقت ، آنها بهترین کارایی را با هم دارند. بازاریابی ورودی ساختار و هدفی را برای بازاریابی دیجیتال موثر نسبت به تلاش های بازاریابی دیجیتال فراهم می کند ، اطمینان حاصل کنید که هر کانال بازاریابی دیجیتال برای رسیدن به یک هدف کار می کند

بازاریابی دیجیتال B2B در مقابل B2C

بازاریابی دیجیتال برای B2B و همچنین شرکت های B2C کار می کند ، اما در بهترین روش هم به طور قابل توجهی بین آنها تفاوت است.

مشتریان B2B تمایل دارند که فرایندهای تصمیم گیری طولانی تری داشته باشند و در نتیجه قیف های فروش طولانی تری داشته باشند. استراتژی های ایجاد رابطه برای این مشتریان بهتر عمل می کنند ، در حالی که مشتریان B2C تمایل دارند به پیشنهادات و پیام های کوتاه مدت پاسخ بهتری دهند.
معاملات B2B معمولاً براساس منطق و شواهد انجام می شود ، همان چیزی است که بازاریابان دیجیتال ماهر B2B ارائه می دهند. محتوای B2C به احتمال زیاد مبتنی بر احساسات است و بر ایجاد احساس خوب مشتری نسبت به خرید تمرکز دارد.
تصمیمات B2B معمولاً به بیش از 1 نفر نیاز دارند. مواد بازاریابی که به بهترین وجه باعث این تصمیمات می شوند ، قابل اشتراک بودن و بارگیری بودن آن، هستند. از طرف دیگر ، مشتریان B2C طرفدار ارتباطات یک به یک با یک برند هستند.
البته در هر قاعده ای استثنائاتی وجود دارد. یک شرکت B2C با محصولی با قیمت بالا ، مانند ماشین یا کامپیوتر ، ممکن است برای فروش آن محتوای آموزنده و جدی تری ارائه دهد. استراتژی شما همیشه باید به سمت مشتریتان باشد ، چه B2B یا B2C باشید.

انواع بازاریابی دیجیتال

بسیاری از تخصص ها در بازاریابی دیجیتال وجود دارد که شامل روش های تعامل با استفاده از رسانه های دیجیتال می باشد. در اینجا چند مثال آورده شده است.

بهینه سازی موتور جستجو

بهینه سازی موتور جستجو یا SEO از نظر فنی یک ابزار بازاریابی است تا نوعی بازاریابی به خودی خود. Balance از آن به عنوان “هنر و دانش جذاب ساختن صفحات وب برای موتورهای جستجو” نام می برد.

بخش “هنر و علم” سئو مهمترین است. سئو یک علم است زیرا برای دستیابی به بالاترین رتبه ممکن آن، نیاز به تحقیق و سنجش عوامل مختلف آن است. امروزه مهمترین عناصری که هنگام بهینه سازی یک صفحه وب باید در نظر گرفت عبارتند از:
کیفیت محتوا
سطح تعامل بالا کاربر
سازگار با موبایل
تعداد و کیفیت پیوندهای ورودی
استفاده استراتژیک از این عوامل سئو را به یک علم تبدیل می کند ، اما غیرقابل پیش بینی بودنش آن را به یک هنر تبدیل می کند.
در سئو ، هیچ ماده قابل اندازه گیری یا قانون ثابتی برای رتبه بندی بالا وجود ندارد. Google تقریباً دائماً الگوریتم خود را تغییر می دهد ، بنابراین پیش بینی دقیق غیرممکن است. کاری که می توانید انجام دهید نظارت دقیق بر عملکرد صفحه خود و انجام تنظیمات متناسب با آن است.

بازاریابی محتوا

سئو عامل اصلی در بازاریابی محتوا است ، که آن هم استراتژی مبتنی بر توزیع محتوای مرتبط و ارزشمند برای مخاطبان هدف می باشد.

همانند هر استراتژی بازاریابی ، هدف بازاریابی محتوا جذب سرنخ هایی است که در نهایت به خرید مشتری تبدیل می شوند می باشد. اما این کار متفاوتتر از تبلیغات سنتی است. به جای اغوا کردن چشم اندازهایی با ارزش بالقوه از یک محصول یا خدمات ، ارزش را به صورت مطالب مکتوب به صورت رایگان ارائه می دهد.

بازاریابی محتوا مهم است و آمار زیادی برای اثبات آن وجود دارد :

84٪ از مصرف کنندگان انتظار دارند که شرکت ها تجربیات سرگرم کننده و مفیدی را ارائه دهند
62٪ شرکتهایی که حداقل 5000 کارمند دارند روزانه محتوا تولید می کنند
92٪ از بازاریابان معتقدند که شرکت آنها برای محتوا به عنوان یک دارایی ارزشمند نگاه می کنند
همانطور که بازاریابی محتوا موثر می باشد ، می تواند روی حیله و تزویر هم مانور بدهد. نویسندگان بازاریابی محتوا باید بتوانند در نتایج موتورهای جستجو رتبه بالایی داشته باشند و در عین حال افرادی را که مطالب را می خوانند ، به اشتراک می گذارند و تعامل بیشتری با نام تجاری دارند ، درگیر کنند. وقتی محتوا مرتبط باشد ، می تواند روابط محکمی را در سراسر این روند برقرار کند.

بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی

بازاریابی در شبکه های اجتماعی به معنای افزایش ترافیک و آگاهی از برند با درگیر کردن افراد در بحث آنلاین است. محبوب ترین پلتفرم های بازاریابی در شبکه های اجتماعی فیس بوک ، توییتر و اینستاگرام هستند که لینکدین و یوتیوب نیز از آنها عقب نیستند.

از آنجا که بازاریابی در شبکه های اجتماعی شامل مشارکت فعال مخاطبان می باشد ، لذا به روشی محبوب برای جلب توجه تبدیل شده است. این محبوبیت ترین محتوا برای بازاریابان B2C با 96٪ است و در حوزه B2B نیز جایگاه بیشتری از 96 درصد پیدا می کند. طبق اطلاعات موسسه بازاریابی محتوا ، 61 درصد از بازاریابان محتوای B2B در سال جاری استفاده خود از رسانه های اجتماعی را افزایش داده اند.

بازاریابی در شبکه های اجتماعی معیارهای تعامل داخلی را ارائه می دهد ، که در کمک کردن به شما در درک میزان دسترسی شما به مخاطب بسیار مفید است. شما باید تصمیم بگیرید که کدام نوع تعامل برای شما بیشترین معنی را دارد و مهمتر است ، این می تواند به معنای تعداد اشتراک ها ، نظرات یا کل کلیک ها بر روی وب سایت شما است.

حتی ممکن است خرید مستقیم نیز هدف شما از استراتژی بازاریابی در شبکه های اجتماعی نباشد. بسیاری از مارک ها به جای تشویق و تلاش برای صرف هزینه فوری تولید ، از بازاریابی در شبکه های اجتماعی برای شروع گفتگو با مخاطبان استفاده می کنند. این امر به ویژه در مارک و برندهایی که مخاطبان قدیمی را هدف قرار می دهند یا محصولات و خدماتی را که مناسب خریدهای تکان دهنده نیستند ، ارائه می شود. صد البته همه چیز به اهداف شرکت شما بستگی دارد.

بازاریابی پرداخت برای هر کلیک

پرداخت به ازای هر کلیک یا PPC ، ارسال یک آگهی در یک پلتفرم و پرداخت برای هر بار که شخصی روی آن کلیک می کند است.

نحوه و زمان مشاهده تبلیغات شما کمی پیچیده تر است. هنگامی که یک جایگاه در صفحه نتایج موتور جستجو موجود باشد ،که بعنوان SERP نیز شناخته می شود ، موتور جستجو آن محل را با آنچه حراج فوری است پر می کند. یک الگوریتم براساس تعدادی از فاکتورها ، از جمله:

کیفیت تبلیغات
ارتباط کلمه کلیدی
کیفیت صفحه ارجاع
مبلغ پیشنهاد
هر کمپین PPC دارای یک یا چند اقدام هدف است که قرار است بینندگان پس از کلیک بر روی آگهی آنها را انجام دهند. این اقدامات به عنوان فرایند تبدیل شناخته می شوند و می توانند معامله ای یا غیر معاملاتی باشند. خرید کردن ، ثبت نام خبرنامه یا تماس با دفتر خانه یک نوع تبدیل و تعامل است .
هر آنچه را به عنوان تعامل هدف خود انتخاب می کنید ، از طریق بستر انتخابی خود می توانید آنها را ردیابی کنید تا عملکرد کمپین خود را ببینید.

بازاریابی وابسته

بازاریابی وابسته به فرد این امکان را می دهد تا با ارتقا تجارت شخص دیگری درآمد کسب کند. شما می توانید یا مروج باشید یا مشاغلی که با مروج کار می کند ، اما در هر صورت روند یکسان است.

این فرایند با استفاده از یک مدل تقسیم درآمد، کار می کند. اگر که وابسته یا تابع باشید ، هر بار کسی کالای مورد تبلیغ را خریداری می کند ، کمیسیون دریافت می کنید و اگر هم که تاجر هستید ، به ازای هر فروش شرکت تابعه کمسیون را پرداخت می کند.
برخی از بازاریابان شرکت های تابع و وابسته محصولات تنها یک شرکت را در یک وبلاگ یا سایت شخص ثالث دیگر بررسی کنند .
خواه بخواهید یک شرکت وابسته باشید یا یکی از آنها را پیدا کنید ، اولین قدم برقراری ارتباط با طرف مقابل است. شما می توانید از بستر طراحی شده برای ارتباط بین شرکتهای وابسته با خرده فروشان استفاده کنید ، یا می توانید یک برنامه خرده فروشی را شروع کرده یا به آن بپیوندید.

تبلیغات بومی

تبلیغات بومی بازاریابی پوشیده است. هدف آن این است که با محتوای اطراف ترکیب شود تا به وضوح به عنوان تبلیغات آشکار باشد.
تبلیغات بومی در واکنش به بدبینی مصرف کنندگان امروزی نسبت به تبلیغات ایجاد شده است. با دانستن اینکه سازنده یک آگهی برای اجرای آن هزینه پرداخت می کند ، بسیاری از مصرف کنندگان نتیجه می گیرند که آگهی مغرضانه است و در نتیجه آن را نادیده می گیرند.
یک آگهی بومی با ارائه اطلاعات یا سرگرمی قبل از ورود به موارد تبلیغاتی ، این تعصب را از بین می برد و جنبه “آگهی” را کم اهمیت می کند.
مهم است که همیشه تبلیغات بومی خود را به وضوح برچسب گذاری کنید. از کلماتی مانند “تبلیغ شده” یا “حمایت شده” استفاده کنید. در صورت پنهان بودن این شاخص ها ، ممکن است خوانندگان قبل از اینکه متوجه شوند این تبلیغات است ، زمان قابل توجهی را صرف درگیر شدن با محتوا کنند.

وقتی مصرف کنندگان شما بدانند دقیقاً چه چیزی دریافت می کنند ، در مورد محتوای شما و نام تجاری شما احساس بهتری خواهند داشت. هدف تبلیغات بومی کمتر از تبلیغات سنتی است ، اما فریبنده نیستند.

اتوماسیون بازاریابی

اتوماسیون بازاریابی با استفاده از واسط نرم افزاری به فعالیت های بازاریابی دیجیتال کمک می کند و باعث بهبود کارایی و ارتباط تبلیغات می شود.

طبق آمار :

  • 90٪ از مصرف کنندگان ایالات متحده شخصی سازی را “بسیار” یا “تا حدودی” جذاب می دانند
  • 81٪ از مصرف کنندگان دوست دارند مارک هایی که با آنها درگیر هستند، بهتر آنها را درک کنند
  • 77٪ شرکت ها به ارزش شخصی سازی در زمان واقعی اعتقاد دارند ، اما 60٪ با آن دست و پنجه نرم می کنند و با آن به مشکل بر می خورند.

اتوماسیون بازاریابی به شرکت ها این امکان را می دهد تا در انتظار شخصی سازی باشند. این به مارک ها اجازه می دهد تا:
اطلاعات مصرف کننده را جمع آوری و تحلیل کنید
طراحی کمپین های بازاریابی هدفمند داشته باشند
پیام های بازاریابی را در زمان مناسب برای مخاطبان مناسب ارسال و دریافت کنید
بسیاری از ابزارهای اتوماسیون بازاریابی از تعامل احتمالی (یا فقدان آن) با یک پیام خاص برای تعیین زمان و چگونگی دستیابی بعدی استفاده می کنند. این سطح از سفارشی سازی در زمان واقعی بدان معنی است که شما می توانید بدون هیچ گونه سرمایه گذاری اضافی در زمان خود ، یک استراتژی بازاریابی منحصر به فرد برای هر مشتری ایجاد کنید.

بازاریابی ایمیلی

مفهوم بازاریابی از طریق ایمیل ساده است – شما یک پیام تبلیغاتی ارسال می کنید و امیدوارید که مشتری شما روی آن کلیک کند. با این حال ، اقدام بسیار پیچیده تر است. اول از همه ، شما باید مطمئن شوید که ایمیل های شما تحت تعقیب یعنی مشتری منتظر آن ها هستند. که به این معنی است که یک لیست انتخاب وجود دارد که موارد زیر را انجام می دهد:
محتوا را چه در متن و چه در قسمت موضوع ایمیل قید می کند
به روشنی بیان کنید که مشترک چه نوع ایمیل هایی را دریافت می کند
یک گزینه لغو اشتراک واضح ارائه می دهد
ایمیل های معاملاتی و تبلیغاتی را ادغام می کند
شما می خواهید چشم اندازهای تبلیغاتی خود را نه تنها به عنوان یک ابزار تبلیغاتی ، بلکه به عنوان یک سرویس با ارزش ارزیابی کنید.
بازاریابی از طریق ایمیل یک روش اثبات شده و موثر است که به تنهایی انجام می شود: 89٪ از متخصصان نظرسنجی از آن به عنوان موثرترین مولد نام بردند.
حتی اگر تکنیک های دیگری مانند اتوماسیون بازاریابی را در اختیار داشته باشید ، به شما امکان می دهد ایمیل های خود را تقسیم بندی و برنامه ریزی کنید ، به گونه ای که نیازهای مشتری شما را به طور موثرتری برآورده کنند .

مزایای بازاریابی دیجیتال

بازاریابی دیجیتال عمدتاً به این دلیل برجسته شده است که مخاطبان گسترده ای از افراد را به خود جلب می کند ، اما مزایای دیگری را نیز به همراه دارد. اینها برخی از مزایای آن است.

یک دامنه وسیع جغرافیایی

وقتی آگهی را بصورت آنلاین ارسال می کنید ، افراد می توانند آن را بدون توجه به موقعیت مکانی خود ببینند (به شرطی که تبلیغ خود را از نظر جغرافیایی محدود نکرده باشید). این باعث می شود بتوانید دسترسی به بازار کسب و کار خود را آسان کنید.

بازده هزینه

بازاریابی دیجیتال نه تنها به مخاطبان گسترده تری نسبت به بازاریابی سنتی دسترسی دارد بلکه هزینه کمتری را نیز به همراه دارد. هزینه های سربار برای تبلیغات روزنامه ، تیزر های تلویزیونی و سایر فرصت های سنتی بازاریابی می تواند زیاد باشد. همچنین به شما کنترل بیشتری را می دهند که آیا مخاطبان هدف شما این پیام ها را می بینند یا خیر.

با بازاریابی دیجیتال ، می توانید فقط 1 قطعه محتوایی ایجاد کنید که بازدیدکنندگان وبلاگ شما را تا زمانی که فعال باشد ، جذب می کند. شما می توانید یک کمپین بازاریابی از طریق ایمیل ایجاد کنید که پیام ها را به صورت یک برنامه به لیست های هدفمند مشتری تحویل می دهد و در صورت لزوم تغییر برنامه یا محتوای آن آسان است.

وقتی همه اینها را جمع می کنید ، بازاریابی دیجیتال انعطاف پذیری و تماس مشتری با مشتری را برای هزینه تبلیغات شما بسیار کمتر می کند.

نتایج قابل اندازه گیری


برای اینکه بدانید استراتژی بازاریابی شما کار می کند یا خیر ، باید دریابید که این مشتری چه تعداد مشتری را به خود جلب می کند و در نهایت چه میزان درآمد کسب می کند. اما چگونه این کار را با یک استراتژی بازاریابی غیر دیجیتالی انجام می دهید؟همیشه گزینه سنتی آن وجود دارد که از هر مشتری بپرسید ، “چگونه ما را پیدا کردی؟”

متأسفانه ، این در همه صنایع جواب نمی دهد. بسیاری از شرکت ها مجبور نیستند مکالمات شخصی با مشتریان خود را داشته باشند و نظرسنجی ها همیشه نتیجه کاملی ندارند.
با بازاریابی دیجیتال ، نظارت بر نتایج ساده است. نرم افزار و پلتفرم های بازاریابی دیجیتال به طور خودکار تعداد تبدیل و تعامل های دلخواهی را که دریافت می کنید ردیابی می کنند ، چه این به معنای نرخ باز کردن ایمیل ، بازدید از صفحه اصلی شما یا خرید مستقیم باشد.

شخصی سازی آسان تر

بازاریابی دیجیتال به شما امکان می دهد داده های مشتری را به شکلی جمع کنید که بازاریابی آفلاین نمی تواند. داده های جمع آوری شده به صورت دیجیتالی بسیار دقیق تر و مشخص تر هستند.
تصور کنید که خدمات مالی ارائه می دهید و می خواهید پیشنهادهای ویژه ای را برای افرادی که به محصولات شما نگاه کرده اند ارسال کنید. شما می دانید که اگر پیشنهاد را برای علاقه فرد هدف قرار دهید ، نتیجه بهتری خواهید گرفت ، بنابراین تصمیم می گیرید که 2 کمپین آماده کنید. یکی برای خانواده های جوانی که به محصولات بیمه عمر شما نگاه کرده اند و دیگری برای کارآفرینان هزار ساله که برنامه های بازنشستگی شما را در نظر گرفته اند.

چگونه می توانید همه آن داده ها را بدون ردیابی خودکار جمع آوری کنید؟ از چه تعداد رکورد تلفنی استفاده می کنید؟ چند نمایه مشتری؟ و از کجا می دانید چه کسی بروشور ارسال شده را خوانده یا نخوانده است؟
با بازاریابی دیجیتال ، تمام این اطلاعات از قبل در دسترس شما قرار دارد.

ارتباط بیشتر با مشتریان

بازاریابی دیجیتال به شما امکان می دهد در زمان واقعی با مشتریان خود ارتباط برقرار کنید. از همه مهمتر ، به آنها امکان می دهد با شما ارتباط برقرار کنند.
به استراتژی شبکه های اجتماعی خود فکر کنید. وقتی مخاطب شما آخرین پست شما را می بیند بسیار عالی است ، اما وقتی در مورد آن نظر می دهند یا آن را به اشتراک می گذارد حتی بهتر است. این به این معنی است که هر زمان کسی به مکالمه بپیوندد ، سروصدای بیشتری پیرامون محصول یا خدمات شما ایجاد می شود.
تعامل به نفع مشتریان شما نیز هست. با درگیر شدن در داستان برند شما ، میزان تعامل آنها افزایش می یابد. این حس مالکیت می تواند احساس قوی وفاداری به برند را ایجاد کند.

تعامل آسان و راحت

بازاریابی دیجیتال به شما امکان می دهد مشتریان شما بلافاصله پس از مشاهده آگهی یا محتوای شما وارد عمل شوند. با تبلیغات سنتی ، بلافاصله نتیجه ای که می توانید امیدوار باشید تماس تلفنی اندکی پس از مشاهده شخصی در تبلیغات شما است. اما هر کسی چند بار وقت دارد که می تواند با یک شرکت تماس بگیرد در حالی که مشغول ظرفشویی ، رانندگی در بزرگراه یا به روزرسانی سوابق در محل کار خود است؟

با بازاریابی دیجیتال ، آنها می توانند روی یک پیوند کلیک کنند یا یک پست وبلاگ را ذخیره کنند و بلافاصله در مسیر روند قیف فروش حرکت کنند. آنها ممکن است بلافاصله خریدی انجام ندهند ، اما با شما در ارتباط خواهند ماند و به شما فرصتی برای تعامل بیشتر با آنها می دهند.

بازاریابی دیجیتال رشد ایجاد می کند

بازاریابی دیجیتال باید یکی از محورهای اصلی استراتژی کلی بازاریابی هر کسب و کار باشد. هرگز قبلاً راهی برای برقراری تماس مداوم با مشتریان خود وجود نداشته است و هیچ چیز دیگری سطح شخصی سازی داده های دیجیتال را ارائه نمی دهد. هرچه بیشتر از امکانات بازاریابی دیجیتال استفاده کنید ، بیشتر قادر خواهید بود به پتانسیل رشد شرکت خود پی ببرید.

به گفتگو بپیوندید

بازگشت به بالای صفحه